»  بیشتر بدانید   »   بیماری مهم سیب

بیماری مهم سیب

بیـماري‏ لکه ‏سيـاه‏ سـيب

از لـحاظ اقـتـصادي مهمترین بیـماري سیـب اسـت این بیـماري در مـناطقی كـه آب و هـواي نیـمـه خشـک دارنـد كـمتر شـایع اسـت ولـی در منـاطقی كـه بـهار خنـک و مـرطـوبی دارند خـسارت بیـماري شـدید بـوده اسـت.

عـامل این بیـماری قـارچ  Venturia inaequalis   میباشد.

 

قـارچ V.inaequalis:

دارای پـریتـس دروغـی (Pseudoperithecium) اسـت كـه در بـافت اسـترومـاي بـرگ هـا یـا میـوه هـاي ریخـته شده بر كـف بـاغ زمـستان گـذرانی مـیكنـند و بصـورت منفرد، قهوه اي تا سیاه رنـگ می باشـند. در هـر پریتس 100-50 آسک بـطـور مجتمع به شکل استوانه اي با پایه كوتاه كه درون هر یک 8 آسکوسپور است دیده میشود. دیواره آسک ها دو جداره و نازك اسـت. آسکوسـپورها سبـز مـایـل به زرد تا قـهوه اي و دو سلولـی هستـند كـه سلول بالایی آن كوچـکتر و پهنـتر از سلول پـائینی است (Inaequal= نامساوي). این قارچ هتروتالیـک دو قـطبی است لذا آنتریدي روي یـک پایـه و آسکوگون روي پـایـه دیگر تـشکـیل میـگردد.

قـارچ S. pomi:

داراي كنیدیوفورهایی معروف به  Annellophoreاست به سبب آنکه اثر افتادن  هر كنیدي روي كنیدیوفور بصورت حلقه اي (Annellide) بـاقی میماند كنیـدي ها زیتونی مایـل به زرد و معـمولا یک سلـولی و گاهی دو سلـولی، منفرد و تخم مرغی شکل هستند كه در انتهاي آنلوفورها بوجود میآیند. آنلوفورها قهوه اي رنگ و بدون بنـد (Septum) یا داراي بند،موج دار و با برجستگی هاي زگیل مانند هستند.

چرخه بیماری لکه سیاه سیب:

قـارچ عامل بیماري غالبا زمستان را بصورت پریتس هاي دروغی دربرگ ها و میوه هاي آلوده افتاده در كف باغ ها طی میكند البته در نواحی ساحلی و معتـدل كه زمسـتان مـلایمی دارند.

قـارچ بـه صـورت S.Pomi به شـکل میسلیوم در شـاخسار هـاي آلـوده زمستـان گـذرانـی میكنـد. پــس از آنکه میسلیوم هاي دو تیـپ جنـسی مختـلف سـازگار (Mating Type) نیـز با یکـدیگر آمیزش پیدا كردند، اجسامی تیره رنگ (پریتسهاي دروغی) بین بافتهاي برگهاي ریخته شده بركف باغ  تشکیل میشوند غالب پریتسهاي دروغی اولیه در خلال چهار هفته بعد از ریزش برگ ها تشکیل میشوند. رطوبت براي تکامل پریتس دروغی ضرورت دارد. دماي بهینه براي تکامـل آسکوگون 20- 18 و براي بلوغ آسکوسپورها  18- 16 است. رقم سیب و تـاریخ خزان برگ ها در بلـوغ و رسیدن آسکـوسپورها در بهـار تأثیـري ندارد. وقتی برگ زمستان گذرانده موجود در كف باغ  مرطوب میگردد (بارانهاي آخر زمستان و اول بهار) آسک هاي رسیده و بالـغ با جـذب رطوبـت از طریـق روزنـه پرتیـس دروغی متـورم شده با فشار آسکوسپورها را تخـلیه میكنند ، آسکوسپـورها همراه با جریان باد در فضـا پخـش میشـونـد و عفـونت اولـیه روي اندام هـاي تازه روییـده ایجاد میگردد. پیش بینی این بیماري در اپیـدمی ها بر اساس مؤثـر بودن ،مایه تلقـیح اولیه Primary inoculum یا در واقع آسکوسپـورهاي تولید شده در پرتیس هاي دروغی زمستان گذران موجـود برگ هاي كف باغ و جـوانه در سطوح گیاهی بر اسـاس شـرایط آب و هوایی صـورت می گیرد. وقتی آسکوسپـورها روي كاسبـرگ، برگ یا میوه جوان در مجـاورت لایه نازكی از رطوبت، قرار بگیرند جوانه میزنند براي آغاز تندش رطوبت آزاد (رطوبت نسبی بیش از 95%) ضرورت دارد. زمان لازم براي وقوع آلودگی به دماي محیط و تـعداد ساعـات خیس شدگی بستگی دارد بطور مـثال در دمـاي 22 به 48  سـاعت خیس شدگی سطح بافت نیاز است تا آسکوسپورها جوانه زده و آلـودگی شـروع گردد در حالیکه در دماي 6 به 21 ساعت خیس شدگی، البتـه در دما هاي بالاتر از 26 معمـولا بیماري به ندرت اتفاق می افتد (شرایط خنک و مرطوب براي وقوع بیماري لازمست، منحنی Milles 1944 .)

قـارچ بـعـد از نـفوذ در كـوتیـکول منـشـعب شـده و زیـر كـوتـیکـول تـشکیـل استـرومـا میـدهـد و لـکه هـاي بیــماري كـه روي آن هـا كنیدیـوفـورو كنیدي هاي pomi.S تـشکیل میـگردد، ظـاهـر میـشوند. لـکه هـا و كنیـدي ها در مـركز لکه ها بسته به رطـوبت نـسبی و دما بـعد از 9 تا 17 روز دیـده میشوند .

كـنیدي هـا عـامـل اصلی ایـجاد عفـونـت و بیـماري در تابسـتان هستند كه با قطـره هـاي بـاران یا بـاد روي سطـح برگ هـا یا میـوه درخـتان دیگر پخـش میگردند. ایـن كنیـدي ها به شـیوه آسکوسـپورها جوانـه زده و با نفـوذ در میزبـان لـکه هـاي جـدید را بوجود می آورند. در خـلال فـصل رشـد بسـته به دوره كـمون بیـماري و نیـز حساسیـت بـافت رقـم میزبان چـرخه هـاي ثـانویه دیـگري نـیز مـمکن اسـت تـکرار شـود.

اسـاسـا خـسارت یـسماری به دو صـورت اسـت:

1-كاهش بازار پسندي میوه ها به سبب وجود لکه هاي سیاه یا تغییر شکل میوه ها

2-نابودي كامل درخت در 3-2سال متوالی اپیدمی شدید

در ابتداي بهار قبل از باز نشدن شکوفه ها اولین جایی كه آلوده میشود كاس برگ هاي گل سیب است. كاس برگ ها به رنگ سبز زیتونی در آمده و از این طریق میوه ها و برگ هاي جوان نیز آلوده میشوند .لکه ها ابتدا در سطح زیرین برگ هاي جوان مشاهـده می شوند و با باز تر شدن بـرگ ها هر دو سطـح آنهـا آلوده میگردنـد. لکـه هاي اولـیه ،مخـملی و بـه رنـگ سبز زیتونـی تا قـهوه اي و با حـاشیه نامشخـص می باشند. به تـدریج حـاشیه لـکه هـا واضـح شده و ممـکن است چـند لکـه به هم چسـبیده و به رنـگ سیـاه درآیـند.

كنـترل لـکه سـیاه سـیـب :

1-اقـدامـات بهـداشـتی: جـلوگـیري از تشکـیل پریتـس دروغی احتمـال بـروز هـمه گیـري بیمـاري را كاهش میـدهد براي این منظور شخـم زمستانه میتواند با زیر خـاك نمـودن بقـایا بشـدت بیـماري را كاهش دهـد .پاشیدن كودهاي نیتروژندار (اوره) در پـائیـز روي برگ هاي ریخـتـه شده در كـف بـاغ باعـث تسریـع فـساد و تجـزیه آن هـا و مـانع تشکیـل پریـتس دروغی میگردد. این عمـل بـویژه در سال هایی كه زمـستان مـلایم باشد نتیجه بخـش است. پاشیدن قارچ كش هایی مثل بنـومیل در آخـر فـصل (قبـل از خـزان) روي بـرگ هاي درخـت یا بعـد از خـزان روي برگ هاي كـف باغ نیز مانـع تشـکیل پـریتس دروغی در پائیز و زمستان میگردد.

2-عـملیـات زراعی: وقـتی جـریان هـوا در بین تـاج درختـان به خـوبی صورت گیـرد به سـبب وجود هـوا و جـریان باد در مـیان شاخسـاره هـا و خـشک شـدن شـاخسـاره ها، شـرایط آب و هوایی براي وقوع بیماري نـامساعد میگردد. لذا تنظیم فاصله درختان هنـگام كاشت و هـرس مرتب آنـها با ایجـاد شرایط خشـک و نیز فراهم آوري شرایط مناسب براي سمپاشی باعث كاهش بیماري می گردد.

3-ارقـام مـقـامـشـامـل: گـلـدنـرد Goloden-Red ردفري Red Free- لیبرتی liberty- پریما Prima- پرسیلا Priscillaـ سرپرایز Si Prize-جونا فري Jona Free- فـريـدام Free Dom- مکفري MacFree- مـور یا  Moria- تـرنت Trent- نـوا Nova– ایزيگرو Easygro- نوواماك Novamac- ریشلیو Richelieu- روویل Rouville- فلوریدا Florida

4-شـیمیـایـی: در شـمـال شـرق ایـالـات مـتحـده نـزدیـک بـه 05% از كـل قـارچ كـش هـاي مـصرفـی در بـاغ هـاي سیـب فـقط بـراي كنتـرل ایـن بیـمـاري بـکار میـرود.

قـارچ کـش هـاي مـورد استـفاده عبـارتنـد از:

كـاپتان، دودین، گروهاتیلن بیسديتیوكاربامات ها و سموم گوگردي، بنزیمیرازول ها و بازدارنده هاي بیوسنتز در ارگوسترول (;SBI StroleBiosynthesis Inhibitores .)

امـروزه از بنـومیل (ازبـنـزیمیدازولـها) و دودیـن به خـاطر بـروز مـقاومت در قـارچ عامل بیـماري كمتر استـفـاده میـشود. پیـش از وقوع آلـودگی بایـستی بر اسـاس پیش بینی هاي هواشناسی (طول زمان رطوبت بالاي 90%) با استفاده از قـارچ کش هاي پیشگیري كننده سمپاشی صورت گیرد. بعد از ایجاد عفونت خصوصا در نواحی نیمه خشک، باغدار با دانستن زمان وقوع آلودگی با استفاده از قارچ کـش ها می تـواند 24 تا 96 ساعت (1-4 روز) پـس از شروع عفونت بیماري را مـهار كنـد، (با استفاده از داده هاي هواشناسی و جدول میـلز زمان وقـوع عفونت تعیین میگردد). زمـان سمپاشی بر اساس مراحل رشد و نـمو درخت سیب انـجام میشود. سم پـاشی اول در مـرحله نوك نقـرهاي  Silver Tip (جـوانه ها تازه شکفته و نوك برگ هاي اولیه به رنگ سـفید نقرهاي نمایان است). انجام میشود و سمپاش هاي محافظتی و پیشگیري كننده بـعدي در مراحل نـوك سبزي Green Tip (انـدام هاي رویـشی و جـوانه هـا به یـک سـانتی متر رسیده اند). مرحله ظـهور دسته هـاي گـل Tight ,Cluster (مرحله گلدهی Bloom) و در آخر بعد از ریزش گلبرگ ها صورت میگیرد. سمپاشی هاي پوششی به فاصله هر دو هفته یکبار بعد از ریزش گلدهی تا حـدود 3-2 هفته مانده به برداشت محصول ادامه مییابد. قـابل ذكـر است برنامه مبارزه شیمیایی با لکه سـیاه سیب، سفیدك حقیقی، زنـگ ها و بیـماري هاي مختلف دیگر كه در خلال تابستان بروز میكنند از جمـله لکه دودي، فـضله مگسی، آفات و كـنه ها بطـور تلفیقی صـورت میگیرد. اگـر تعـداد لکـه ها زیاد باشـد برگ ها بد شکل و پیچیده میشوند و معمولا ریـزش میكنند. آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از تکامل آن میگردد. لکه روي میوه ها ابتدا مشابه لکه هاي روي برگ ها است بعدا قهوه اي، سـیاه و چوب پنبه اي میشوند. میوه هاي آسیب دیده بـدشکل و پـیچ خورده هستند، معـمولا این مـیوه ها ترك میخورند و زود میریزند. آلودگی دم میوه موجب ریزش میـوه قبل از رسیدن آن میگردند .از روش هاي مبارزه با این بیماري می توان به موارد  زیر اشاره كرد:

سموم توصیه شده براي لکه سیاه سیب این بیماري عبارتند از:

دودین یا میلپرکس: 5/1 – 1 در هزار

كاپتان یا ارتوساید wp 50%:  3 در هزار

بنومیلwp50 % : 5/0 در هزار

بیترتانول یا بایکور  25/0:    wp 0/75 در هزار

نوآریمول یا تریمیدال 9% :  Ec  0/75درهزار

حداقل میزان سمپاشی بااین سموم 3 نوبت میباشد كه عبارتنداز:

*زمان تورم جوانه ها

*زمان ریزش گلبرگ ها

*11روز پس از نوبت دوم

سفيـدک‏ سطحی ‏سيب:‏

هر جا كه سیب كـشت میشود این بیماري نیز وجـود دارد بویژه در خزانه هاي سیب در سراسر جهان بیماري مهمی محسوب میگردد در ایالات متحـده این بیمـاري با ایـجاد شبکه زنگاري (زبر و چـوب پنبه اي Russeting) روي پـوست میوه موجب كـاهش ارزش میوه تا  50 % میشود.

عـلائم:

سفیدك سطحی سیب به قسمت هاي مختلـف درخت مانند: سرشاخه ها، برگ ها، شکوفه ها و میوه ها حمله میكند. علائم روي برگ ها بصورت لکه هاي خاكستري تا سفید كثیف ظـاهر میشوند و اگر برگ هاي جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شکلی شده و نهایتا خـشک میشوند. شکـوفه هـاي درخـت بر اثـر زمستـان گـذارانی قـارچ در جوانه هـاي زایشی زود تـر از بقیه قسمـت ها آلـوده میشـوند. در اثـر آلـودگی شکـوفه ها ، گـلبرگ هـا چـروكـیده و كـاسبرگ ها گـوشتی و كلفت میشونـد و توانایی تشکیل میوه را از دست میدهند. كاسبرگ ها خیلی حساس هستند. میسلیوم ها، كنیدیـوفورها و كنیدي هاي قـارچ روي سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایـجاد میكنند رشد این شـاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها كوتاه میمـاند و نهایتا سـرشاخه هـا خشک میشونـد .معمولا روي سرشاخه ها فرم جنسی قـارچ (كلیستوتسیوم) تشکیل میشود. میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبکه چوب پنبهاي در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روي میوه باقی میماند و بعد این  پوشش محو میشود و اثر آن بصورت لکه زنگاري(Russet) باقی میماند در خزانه ها قارچ به همه برگ هاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهایی شاخه ها میشود.

عامل بیماری:

روي سیب و گلابی قارچ زیر است:

Te) Podosphaera leucotricha

(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum

(Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

:Podosphaera leucotricha

كـلیستوتسیوم P.leucotricha داراي زوائـد دو شـاخه اي شـکل اند هر چـند در این گـونه حالت دو شاخه اي به سـختی دیده میشـود داخـل كلیستـوتـسیـوم فـقط یـک آسـک وجـود دارد كـه حـاوي 8 آسـکوسپور بیـضـوي است. ایـن قـارچ هتـروتـالیک اسـت.

كنیـديهاي O.farinosum شفاف، تک سلـولی و دو سر تـخت و استـوانه اي شـکل اند و بصورت زنـجیـري روي كنیدیوفور تشکیـل میشوند

چـرخه بیمـاری:

ریسه درون جوانه هـا مهمترین بخش زمستان گذران قارچ می باشد این قـارچ انـگل اجباري اسـت. اگر آسکوكارپ تشـکیل گـردد میتواند مـوجب بـقـاء قـارچ گـردد ولـی بـنظـر نمـیرسـد كلیستوتـسیـوم در چـرخه زنـدگـی قـارچ نـقـش داشـته باشـد و آسـکوسـپـورهـاي  P.leucotricha مـوجب آلـودگی نـمیشوند در بـهار بـا مـناسب شدن شـرایط محیطی ریـسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید كنیدیوم میكند كنیديها با بادپخش شده و موجب آلودگی اولیه میشوند سپس از زخم ها و لکه هاي جدید نیز كنیدیوفورها تولید كنیديهاي جدید را كرده و موجب انتشار بیماري و آلودگی هاي ثانویه میگردند.

فعالیت قارچ در تابستان شدیدا كاهش مییابد ولی در اواخـر تـابسـتان و پائـیز مجـددا فعــال شـده و با انتشار كنیدي ها موجب آلـودگی هاي جدید میـگردد، نهال هاي موجود در خزانه بعلت اینکه تا اواخر پائیز رشد میكنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگ هاي جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعـد از باز شدن به آلودگی حسـاس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگ هایی دیده میشود كه بطور  مکانیکی صدمه دیده اند. كنیدي ها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می كنند. اوج تولید و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی 32-4 فعالیت میكند ولی بهینه دماي آن 0-2016 است

این بیماري در مناطق نیمه خشک به فراوانی دیده میشود ولی به ندرت در مناطق خشک ظاهر میشود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنیديها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیشتر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل كنیديها بالا بوده و رطوبت تأثیر كمـتري در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعداز عفونت میسلیوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقی میمانند و جوانه هاي انتهایی مهمترین مکان براي زمستان گذرانی قارچ عامل بیماری هستند.

کنترل:

1-هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده:  میتواند موجب كاهش مایه تلقیح اولیه گردد. كاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماري مهم است.

 2-ارقام  مقاومارقام  سیب با حساسیت كمتر عبارتند از :  سیب زرد لبنانی ،دلیشز، گلدن دلیشز، واین ساپ، یورك ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.

ارقام گلابی مقاوم به سفیدك هاي سطحی عبارتند از: دوآنژو،لوئیزبون Louise  Bonne

3-شیمیایی: قارچ کش هاي علیه سفیدك هاي حقیقی عبارتند از : گوگرد، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتزارگوسترول

(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات، پیرازوفوس،تريآدیمفون، دینوكاپ (كاراتان)

قـبل از پیدایش گل هـا، مصـرف سفیدك كـش هاي بسیـار مؤثر مثـل تري آدیمفون كه به شدت از تولید كنیدي جلوگیري میكنند ضرورت ندارد. در اروپاي غربی به علت وجود هواي ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماري در بهار، درختان باغ را 15 بار با قارچ کش ها سم پاشی می كنند.

زمـان سـمپاشی:

الف) نوبت اول هنگام تورم جـوانه ها كه ترجیحا از سموم سیستمیک استفـاده میـشود. چون خنکی هوا مانع تصعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیک روي آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.

ب) نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگ ها كه میتوان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین كاراتان و سایر سموم سیستمیک نیز قابل استفاده اند (بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزي آنها می شود كه بایستی دقت نمود).

ج) نوبت سوم : بستگی  به شرایط جوي و میزان پیشرفت بیماري دارد بیش از 3 نوبت  هم ممکـن است لازم به سمپاشی باشد. قارچ كش هاي باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیکه بیماري هنوز شدت پیدا نکرده است بسیار موثرند

Cytospora canker:

به این بیماری شـانکر لوکوستـومایی، دارخور و فیتیله نـارنجی هـم گـفته میشود. این بیمـاری داراي میـزبان هاي مختلفی از جـمله گردو، چنار، تـبریزي، گیلـاس، زردآلو، قـیسیو سیب میباشد. رو درختان هسته دار این بیماري روي درختان گیلاس، زردآلـو، هلـو، شلیل، آلو، گـوجه بروز پیدا میكند.

علائم بیماري :

علائم بیماري روي سرشاخه ها، شاخه هاي قطور و در گیلاس روي تنه دیده می شود. سرشاخه هاي مبتلا در حالی كه پوست آنهـا كمی چروكیـده شده، خـشک میشونـد. از شاخـه هاي آلـوده و جوانـه ها انگم تراوش شـده و سرانجام این قسمت ها نیز میخشـکند. روي شاخه هاي قطورو تنه درختان گیلاس مبتلا به بیماري معمولا شانکر ایجاد میشود. درآغاز پوست قسمت هاي آلوده كمی تیره تر و فرو رفته ترشده و به تدریج اندازه آن بزرگتر و تبـدیل به شانـکـر میشود .شانکر ایجاد شده و ترشح صـمغ در ایـن بیماري شـبیه علـائـم بیـماري شـانـکر باكـتریایی درختـان هسـته دار بـوده و معمـولا این دو بیماري كه در مناطق مرطوب و پرباران شیوع دارند باهم اشتباه می شوند.

.                        

این بیماري گاهی دردرخت زردآلو موجب مرگ آنی درخت میشود.

.معمولا در بخش مركزي شانکرها، اندام هاي تولید مثل قارچ (پیکنیدها و پریتسهاي بیمارگر) به شکل جوش هاي كوچک و سیاه رنگ نمایان میگردند. چنانچه شانـکر پیرامون شاخه ها را فـراگیرد، برگ هاي شاخه هاي بالاي مركز شانکر سبز خشک شده و سرانجام بخش هاي بالایی این شاخه ها هم میخشکند.

عامـل بیمـاری، نحوه انتشـار و چـرخه زیسـتی آن:

‏قـارچ عـامل بیـماري Cytospora  persoonii اسـت كـه متـرادف آن Cytosporaleucostoma بوده و شکـل جنسـی آن Leucostoma persoonii می بـاشد.

در درختان زردآلو، قارچ   Cytospora cincta Sacc نیز میتواند عامل بیماري باشد. قارچ عامل بیماري در سرتا سر سال در طراف  شانکرهاي روی شاخه ها، تنه ها و پیکنـیدي هاي فراوان تشکیل شده روي شاخه هاي آلـوده وجود داشته و زمستان گذرانی میكند.

ایجاد عفونت از طریق روزنه ها و جوانه هاي سالم میسر نیست بلکه زخم هایی كه بر اثرعوامل مکانیکی، سـرما، گرما، هرس، تـگرگ، تغذیـه حیوانات و حشـرات در انـدام هاي چوبی گیاه ایجاد میشوند یا یـخبندان و تابـش اشعه خورشید كه مـنجر به پیـدایش ترك، شکاف یا بافت مردگی میگردند از جمله راه هاي نفوذ و ایجاد آلودگی روي درخت میباشند.

قارچ عامل بیماري پس از استقرار در پوست درخت، به سـرعت توسعه پیدا كرده و پـس از مدتی پیکنیدي هـاي فراوانی در پوست بوجود میآورد. در هـواي بارانی و با نفوذ رطـوبت، اسپورهاي قارچ در لـعاب عسلی رنگی از روزنه هاي پیـکنیدي ها خـارج شده و با قطرات باران و وزش باد به قسمت هاي دیگر درخت منتقل میشوند.

چرخه بیماري در فصولی از سال كه هوا خنک و توام با باران شدید باشد چندین دفعه تکرار میشود.

راه های پیشگیری و کنترل بیماری:

هر اقدامی كه بتواند از تضعیف و زخمی شدن درختان جلوگیري كند در پیشگیري از بیماري موثر است.

سم پاشی هاي چهارگانه دوره اي با بردوفیکس به شرح زیر:

سم پاشی با بردوفیکس 10 در هزار پس از ریزش 70 درصد برگ ها در پاییز

سم پاشی با بردوفیکس 10 در هزار قبل از تورم جوانه ها

سم پاشی با بردوفیکس  5 در هزار بعد از ریزش گلبرگ ها

سم پاشی با بردوفیکس 5 در هزار بعد از تشکیل میوه

در صورت وجود آلودگی اقدامات زیر علاوه بر محلول پاشی هاي دوره اي ضروري است :

تکرار سم پاشی ها، بعد از تشکیل میوه، در سه نوبت به فواصل 15روزه

تراشیدن دقیق شانکرهاي موجود روي شاخه ها و تنه هاي درختان آلوده و پانسمان بافت سالم گیاه با بردوفیکس رقیق نشده

.هرس شاخه هاي آلوده، 10 تا 15 سانتی متر پایین تر از بافت آلوده و سوزاندن آنها و در صورت قطور بودن محل هرس ضد عفونی آن با بردوفیکس رقیق نشده